داستانک

خرید بک لینک

شخصی نزد همسایهاش رفت و گفت:


“گوش کن، میخواهم چیزی برایت تعریف کنم. دوستی به تازگی در مورد تو میگفت…”

همسایه حرف او را قطع کرد و گفت:


“قبل از اینکه تعریف کنی، بگو آیا حرفت را از میان سه صافی گذراندهای یا نه؟”

گفت: “کدام سه صافی؟”

- اول از میان صافی واقعیت. آیا مطمئنی چیزی که تعریف میکنی واقعیت دارد؟

گفت: “نه… من فقط آن را شنیدهام. شخصی آن را برایم تعریف کرده است.”

سری تکان داد و گفت:
“پس حتما آن را از میان صافی دوم یعنی خوشحالی گذراندهای. یعنی چیزی را که میخواهی تعریف کنی، حتی اگر واقعیت نداشته باشد، باعث خوشحالیام میشود.”

گفت: “دوست عزیز، فکر نکنم تو را خوشحال کند.”

– بسیار خوب، پس اگر مرا خوشحال نمیکند، حتما از صافی سوم، یعنی فایده، رد شده است. آیا چیزی که میخواهی تعریف کنی، برایم مفید است و به دردم میخورد؟

– نه، به هیچ وجه!

همسایه گفت: “پس اگر این حرف، نه واقعیت دارد، نه خوشحال کننده است و نه مفید، آن را پیش خود نگهدار و سعی کن خودت هم زود فراموشش کنی.”

***دهکده ی جملات***...

ما را در سایت ***دهکده ی جملات*** دنبال می‌کنید

برچسب: داستانک,داستان کوتاه,داستانک های زیبا,داستانک های جالب,داستانک خارجی,داستانک های آموزنده,داستان عاشقانه,داستانک طنز,داستانک زیبا,داستانک جالب, نویسنده: بازدید: 61 تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 9:13

صفحه بندی